آبگوشت
آبگوشت دیزی سنگی خاطره های منه...

تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی

Powered by BlogSky.com

خوش آمدید.

سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386
بد شانسی یعنی این که...

مواردی را در زیر مشاهده می کنید آن هایی که با ستاره مشخص شده به سر خودم اومده.

مورد 1 برای برادرم پیش اومده،مورد 8 برای پسر داییم،مورد 9 هم برا یه بنده خدایی که من بهش حق می دم و مورد 10 برای خواهرم.

1-بد شانسی یعنی این که با یه نفر دعوات بشه ،اون بره لباستو تیکه نیکه کنه . تو هم می خوای تلافی کنی می ری یکی از لباساشو ریز ریز می کنی . بعد می فهمی لباس خودت بوده.

2-بد شانسی یعنی این که واسه یه نفر که پدرش آخونده ، جک آخوندی تعریف کنی.*

3-بد شانسی یعنی این که به یه ترک بگی چه قدر لباست ترکیه!*

4-بد شانسی یعنی این که یه سال قبل از این که کنکور می خواد حذف بشه، تو می خوای کنکور بدی.*

5-بد شانسی یعنی این که یه ساعت بشینی از اینتنرنت برنامه دانلود کنی، 2% که مونده تموم بشه، برق قطع بشه.*

6- بد شانسی یعنی این که یه روز که خونواده می رن گردش تو بشینی توی خونه مثل یه بچه ی خوب درس بخونی ، فرداش معلم امتحان رو کنسل کنه(معلمی شغل انبیاست!)*

7-بد شانسی یعنی این که خواهر یاسی باشی( یه بار از یاسی پرسیدم : تو که تاریخ هنر جهان خوندی ، بگو ببینم ون گوگ اهل کجاس؟ یاسی گفت: اهل فرانسه! گفتم نخیر هلند. گفت: خوب چه فرقی داره فرانسه هم جز ایتالیاس!!!)*

8-بد شانسی یعنی این که 30 اسفند تولدت باشه و....(بقیه رو خودتون می دونید)

9-بد شانسی یعنی این که با نمره ی 75/9 از درس حسابان بیفتی.

10-این دیگه آخر خوش شانسیه: یه کلمه درس نخونی با دوستات هر روز این ور و اون ور بری ،کنکور هم قبول بشی بعد همه فامیل بگن :حالا بازم خوبه این همه تلاش کردی به نتیجه رسیدی!(یاسی کوفتت بشه) 

سه شنبه 23 مرداد ماه سال 1386
ایرانسل به مناسبت روز کفتر هدیه می دهد.

 با توجه به اینکه دخل و خرجمان با هم جور نمی شه. با شرکت های معتبر قرار داد تبلیغاتی بستیم. تا کمی از ضررات وبلاگ کاسته باشیم.

دوستان همگی تبلیغات ایرانسل زیر را هماهنگ با صدای بلند، جذاب و رسا بخوانید:

 

- شونصدمین جشنواره ایرانسل در قلی آباد خرمن دشت. از 1 فروردین لغایت 29 اسفند هر سال ، با خرید هر سیم کارت ایرانسل هفتاد سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید. همه روزه از ساعت 1 نصف شب تا 2 ظهر و از 2 ظهر تا 1 نصف شب. شما می توانید با پرداخت سالیانه مفت هزار ریال از کلیه خدمات ایرانسل برخوردار شوید.

 

- یک بار دیگر، هزارمین جشنواره ایرانسل به مناسبت روز کفتر برگزار می شود. از علاقه مندان به خرید سیم کارت و جمع کردن سیم کارت های خود در کلکسیون دعوت می شود، تا با خرید هر سیم کارت ایرانسل بی نهایت سیم کارت اعتباری ایرانسل در یافت کنند. نگران نباشید ما با استفاده از چند دستگاه کامیون و 10 تن سیم کارت های جایزه را در حیاط خانه تان خالی خواهیم کرد.

 

- ایرانسل هدیه می دهد . از کی تا حالا ؟ از وقتی ایرانسل اومده. بزرگترین جشنواره ایرانسل در قاره آفریقا. بدون خرید هیچ گونه سیم کارت جایزه بگیرید. ایرانسل  بگیرید. ایرانسل جایزه می دهد. ایرانسل هدیه می دهد. ایرانسل ... ایرانسل...

 

- سیم کارت ویژه ایرانسل به مناسبت روز بزرگداشت مقام گورخر خال خالی، عرضه شد. با جایزه گرفتن ده سیم کارت ایرانسل نهصد و پنجاه و هشت سیم کارت ویژه دیگر ایرانسل جایزه بگیرید. سیم کارت های ما را می توانید از آدامس فروش ها، دست فروش ها، و گل فروش های سر چهار راه تهیه کنید.

 

- سیم کارت جدید ایرانسل برای حیوانات خانگی از قبیل سگ، گربه، سوسک، پشه مگس و ... به بازار آمد. با این سیم کارت می توانید با حیوانات خانگی خود ارتباط برقرار کنید. و احوال آنها را جویا باشید.

 

- با خرید هر سیم کارت ایرانسل شصت دستگاه تلویزیون رنگی، پنجاه خودروی پژو 206 ، 900 فقره وام ازدواج، و هزاران هزار سیم کارت اعتباری دیگر جایزه ببرید.

 

- سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد. این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید. و سیم کارت دیگری با میلیون ها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه بگیرید.

 

استخر سیم کارت ایرانسل افتتاح شد. شما می توانید در این استخر که از سیم کارت پر شده است، شنا کنید و به از هر کجا به کجای ایران فقط دقیقه ای هفتصد میلیون تومان تماس بگیرید.

- و باز هم شما می توانید شماره دلخواه خود را انتخاب کنید...

- مهلت جشنواره تمدید شد...

- جون مادراتون بیاین هدیه بگیرید...

- تو رو خدا جایزه بگیرید...

و سرانجام ایرانسل به عنوان نیکوکارترین خط موبایل لقب نیکیسل را گرفت. چندی بعد این شرکت به دلیل تولید بیش از حد سیم کارت در شرکت خفه شد و ترکید، و سراسر جهان باران سیم کارت بر سر مردم نازل شد.

 

http://amirlovek.blogsky.com

به گفته ی چند تا از دوستان: نون خشکه بیار ایرانسل ببر.

پنجشنبه 18 مرداد ماه سال 1386
تولدت مبارک...

سلام یاسی جوووووووووووووونم. خوبی؟ خوشی؟ اهل و عیال خوبن؟ بر و بچه ها چه طورن؟ امشب آبگوشت داریم با ترشی! ولی فقط آبش به ما می رسه! خان داداشا همه ی گوشت رو دو لپه می خورن و ما هم هر هر بهشون می خندیم! آخر شب هم دلمون شروع می کنه به ضعف رفتن چون فقط یه کم آب رب واسه شام خوردیم!

خوب حالا از اینا که بگذریم دلم ازت خونه. می گی چرا واست کادوی تولد نخریدم اما تو از توی حلقوم من کادو که سهله، زندگیمو می کشی بیرون. حساب کردم تا حالا واست 5000 تومن کارت خریدم.همین امروز هم که 22 دقیقه از اکانت منو مفت مفت استفاده کردی. عیدو چی می گی؟ هان؟ یه کارت ویژه ی نوروز داشتم. پسوردشو هک کردی و معلوم نیست چند ساعتشو تو اون حلقومت ریختی.

پسورد وبلاگ و آیدیمو هم که هک کردی و نشستی با اون شادی هرهر بهم خندیدی. من دیگه واسه خودم دیگه یه زندگی خصوصی ندارم. همه زار و زندگی منو فهمیدی.

دیگه ادامه نمی دم آخه امشب ،شب تولدته نمی خوام اون کادوهایی که مفت مفت گیرت اومده به کامت زهر بشه اما... یه روز تلافی می کنم...

راستی تولدت مبارک...! به قول داداش ایشالا تولد 120 سالگیت می میری! هان؟ چیه؟ انتظار داری آدم خسیسی مثل تو توی این وضعیت سهمیه بندی بنزین و هزار تا بد بختی دیگه تا 120 سالگی زنده بمونه؟! 

 

پنجشنبه 11 مرداد ماه سال 1386
دیوانگی وعشق

در زمان های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود،فضیلت ها وتباهی ها در همه جا شناور بودند.آن ها از بی کاری خسته وکسل شده بودند.روزی همه ی فضایل وتباهی ها دور هم جمع شدند.خسته تر وکسل تر از همیشه.ناگهان ذکاوت ایستاد وگفت:"بیایید یک بازی بکنیم مثلا قایم باشک."همه از این پیشنهاد شاد شدند ودیوانگی فورا فریاد زد:"من چشم می گذارم،من چشم می گذارم."و از آن جایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد،همه قبول کردند او چشم بگذارد وبه دنبال آن ها بگردد.

دیوانگی جلوی درختی رفت وچشم هایش را بست وشروع کرد به شمردن ... یک ... دو ... سه ... همه رفتند تا جایی پنهان شوند!

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد.

خیانت داخل انبوهی از زباله پبهان شد.

اصالت در میان ابرها مخفی گشت.

هوس به مرکز زمین رفت.

دروغ گفت زیر سنگی پنهان می شوم،اما به ته دریا رفت.

طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد.

و دیوانگی مشغول شمردن بود،هفتاد ونه ... هشتاد ... هشتاد ویک همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود ونمی توانست تصمیم بگیرد.و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.نود وپنج ... نود وشش ... نود وهفت.هنگامی که دیوانگی به صد رسید،عشق پرید ودر بین یک بوته گل رز پنهان شد.دیوانگی فریاد زد:"دارم میام،دارم میام."و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود،زیرا تنبلی،تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود ولطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

دروغ ته دریا،هوس در مرکز زمین،یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق.او از یافتن عشق،نا امید شده بود.

حسادت در گوش هایش زمزمه کرد،تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته ی گل رز است.

دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند وبا شدت وهیجان زیاد آن را در بوته ی گل رز فرو کرد ودوباره ودوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد.عشق از پشت بوته بیرون آمد. با دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.او کور شده بود.دیوانگی گفت:"من چه کردم،من چه کردم،چگونه می توانم تو را درمان کنم."عشق پاسخ داد:"تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی،راهنمای من شو."و این گونه است که از آن روز به بعد،عشق کور است ودیوانگی همواره در کنار اوست.

جمعه 5 مرداد ماه سال 1386

میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر مبارک باد.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...

طرز تهیه ی آبگوشت:

مواد لازم:
نخود
لوبیا
گوشت
سیب زمینی
پیاز
رب گوجه فرنگی
نمک

طرز تهیه:

همه ی مواد فوق را به مقداری که عشقتان می کشد با هم مخلوط کرده، در دیزی بریزید.در دیزی را می بندیم و یک ساعت روی شعله ی ملایم می گذاریم.