| |
| سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 |
|
| ما بچه های مدرسه ی کپری دهمان، وقتی دیروز اصغری را با آن شلوار مارک دار دیدیم، اول باور نکردیم و گمان کردیم یا اصغری تقلبی است، یا شلوارش. اما وقتی یک خرده دقت کردیم و دیدیم روی شلوارش خارجی نوشته، داشتیم از تعجب شاخ در می آوردیم. و هر چی فکر کردیم کجای این جهان لباسی تولید کرده که اصغری پولش رسیده آن را بخرد، عقلمان به جایی نرسید. که خودش یهو لو داد لباسش خارجیه:made in china.و ما فهمیدیم خارجی شدن اصغری از کجا آب می خورد. او می گفت پسر عمه اش در کار صادرات و واردات اجناس چینی است و لباس های چینی وارد می کند و باد هوا صادر می کند و همین جور پول روی پول می گذارد.چون لباس چینی خارجی است و مردم اصولا خارجی شدن را دوست دارند. و به خاطر همین با تمام وجود آن ها را می خرند. و اتفاقا به بعضی از لباس های تولید خودمان هم مارک چینی می زنند. تا مردم بخرند. و هر کس لباس چینی هم نخواهد بخرد، مجبور است چون مارک دیگری نیست تا بخرد و بپوشد و پولش نمی رسد.
نتیجه ی سیاسی: ما واقعا نمی فهمیم دست های پشت پرده نمی گذارند چرخه ی تولیدات ما بچرخد یا چین؟! یا پسر عمه ی اصغری یا خودش؟
نتیجه ی فلسفی سیاسی: واقعا خیلی زشت است که آدم یا همان اصغری مملکتش را به یک شلوار بفروشد.
|
|
 |