امروز اول مهره، اولین روز از پاییز! و من امروز رو به پست امروزم ربط می دم.
راستش فقط خاطرات دوران دبستانم بامزه ان واسه همین فقط اونا رو می ذارم.
کلاس اول:
اولین باری که ورزش داشتیم منو چند تا دوستام فکر کردیم زنگ خونه خورده. واسه همین برگشتیم خونه.
از قبل توسط یاسی "بابا آب داد" رو یاد گرفته بودم.اما اسم خودمو نمی تونستم بنویسم. یعنی می تونستما. اما هر چه قدر که دوست داشتم دندونه واسه اسمم می ذاشتم.گاهی وقتا هم جای نقطه ی اسمم رو عوض می کردم. تازه اون روزا نماینده هم بودم. یه بار به دستور معلم عزیز، واسه ساکت کردن بچه ها، رفتم از دفتر مدرسه یه چوب گرفتم. که از قد خودم بلندتر بود. واسه همین وقتی در کلاسو باز کردم اول چوب رفت تو کلاس بعد من!
یادمه اون روزا اندازه ی پام کفش پیدا نمی کردم.واسه همین هر قدمی که بر می داشتم،پام از تو کفشم در می یومد و پامو که رو زمین می ذاشتم،کفشم می رفت سر جاش...شایدم پام می رفت سر جاش!
کلاس دویوم:
یه بار معلم عزیز می خواست حرف بزنه که یهو دندون مصنوعی هاش اومد بیرون!
یه بار هم می خواست بهمون املا بگه. قبلش گفت:"وقتی گفتم نقطه سر خط، شما نقطه رو با رنگ قرمز بذارید."منم که از همون بچگی آی کیو درست و حسابی نداشتم متوجه حرف معلم عزیز نشدم.واسه همین همه ی نقطه هایی که توی اون املا بود با رنگ قرمر گذاشتم.اون صفحه پر شده بود از کلمه هایی با نقطه های قرمز.
کلاس سیوم:
یه همکلاسی داشتیم که عشایر بود. اهل یه منطقه ای بود به اسم "گولاب". یه روز سر همون درس کتاب اجتماعی بودیم که اتوبوس آقای هاشمی قرار بود بره کازرون. اون روز حواس همکلاسی مذکور سر کلاس نبود. که معلم عزیز بهش گفت: اتوبوس آقای هاشمی کجا می ره؟می ره گولاب؟
کلاس سیوم بود که اولین نمره ی بد رو گرفتم. همون روزا بود که اولین کتک رو از دست معلم عزیز خوردم. لپمو کشید. چه قدر دستش گرم بود!لپم سوخت!
کلاس چهارم:
یه بار همگی داشتیم از روی کتاب یه جمله ای رو می خوندیم.منم همون موقع حس شیطنتم گل کرد و صدامو کلفت کردم و با صدای بلند جمله رو خوندم. که معلم عزیز بهم گفت: اکه یه بار دیگه این کارو بکنی این گچو پرت می کنم تو دهنت(حلقت)!
کلاس پنجم:
یادمه پسر معلم عزیز تشنج کرده بود. و من هر روز حالشو از معلممون سؤال می کردم.(از همون بچگی به فکر آیندم بودم که ترشیده نشم.) کلاس پنجم بودم که تازه یاد گرفتم چه جوری می شه باد لاستیکای ماشین معلم عزیز رو خالی کرد! |