آبگوشت
آبگوشت دیزی سنگی خاطره های منه...

تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی

Powered by BlogSky.com

خوش آمدید.

یکشنبه 11 آذر ماه سال 1386
آدمخواران!!!
پنج آدمخوار بعنوان برنامه‌نویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می‌توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابر این فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید." آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.

چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر ‌زد و ‌گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می‌کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می‌داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بی‌اطلاعی ‌کردند.

بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونها اون نظافت چی رو خورده؟

یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها ‌گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه‌ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد! لطفاً از این به بعد افرادی را که کار می‌کنند نخورید."
www.owl.blogsky/

جمعه 30 شهریور ماه سال 1386
گذشت کمرنگ شده

تو جامعه ی ما متاسفانه، گذشت کمرنگ شده. روزانه تو خیابونا می بینیم که ماشین  ها دائم برای هم بوق می زنن، به همدیگه راه نمی دن، طاقت چند لحظه توقف را ندارن، راننده در حالی که می تونه تو کمتر از یه ثانیه پاش رو روی پدال ترمز فشار بده، این کار رو نمی کنه…چرا؟… در واقع گذشت تو جامعه ی ما کمرنگ شده، وقتی برای وصول پول به بانک مراجعه می کنید، همه می خوان زودتر پولشون را بگیرن و برن. به همین خاطر انبوهی از جمعیت در حالی که می تونن توی یه خط صف بایستند، به باجه ها هجوم می یارن. یکی می خواد هر طور شده خودشو به جلو برسونه. حتی براش مهم نیست که نفر قبل از اون دقایق زیادی رو توی صف گذرونده. از هر کسی هم که بپرسی می گه کار دارم، عجله دارم، دیرم شده و … همین مسائل کوچیکه که دست به دست هم می ده و در دراز مدت، گذشت رو توی وجود یه فرد از بین می بره. ژاپنی ها یک ضرب المثل خوب دارن، می گن:« اگه می خوای ببینی یه نفر گذشت داره به رانندگیش نگاه کن»… مطمئن باشید اگه یه نفر حاضر به یه ترمز کوچیک نباشه، تا عابر یا اتومبیل دیگه ای رد بشه، تو زندگی شخصی اش هم گذشت نداره…

__________________________________________

پاورقی:

1-محض اطلاع می خوام بگم که آقای ابی مایل به مصاحبه شدن... بله...شدن.

2-بعضی از بازدید کنندگان گفتن که ما وقتی تو این وبلاگ می یایم گشنمون می شه. پس ماه رمضان اسم وبلاگتون رو عوض کنید. و من می خوام بگم که اگه نشستین تا من اسم وبلاگ رو عوض کنم،کور خوندین.همینی که هست.

دوشنبه 18 تیر ماه سال 1386
از نخودچی، کشمش و قیسی تا سوسیس و کالباس و ...

پریروز:

اهل خونه با صدای قوقولی قوقو خروس از خواب بیدار می شن.

مادر: پسرم بیا این نخودچی، کشمش را بگیر ببر اگه توی مکتب دلت ضعف رفت بخور. وقتی هم بر می گردی یه کم گوشت بخر تا برای شام آبگوشت(به به!) درست کنم.

پسر: مامان الان یه هفتس هر شب داریم آبگوشت می خوریم

 مادر: مگه بده؟ تازه قوت هم داره استخون هات محکم می شه.

 مرغ همسایه: قدقدقدا...(در حال تخم گذاشتن)

دیروز:

مادر: پسرم بیا این ساندویچ پنیر و سبزی را بگیر اگه توی مدرسه دلت ضعف رفت بخور. وقتی هم بر می گردی یه کم سبزی بخر برای شام قرمه سبزی درست کنم.

 پسر: مامان الان یه هفتس هر شب داریم قرمه سبزی می خوریم.

 مادر: مگه بده؟ ویتامین داره واسه مغزت خوبه!

امروز:

پسر: صبح به خیر مامان. صبحونه چی داریم؟

 مادر: صبح به خیر پسرم. نون ها را از توستر در بیار، شکلات ها هم توی یخچاله بردار بخور. این پول رو هم بگیر توی مدرسه ساندویچ بخر.

 پسر: الان یه هفتس دارم توی مدرسه ساندویچ می خورم. امروز پفک می خرم.

 مادر: باشه،بخر. برای شام هم من خونه نیستم. زنگ بزن برات پیتزا بیارن.

فردا:

مادر روی پیغام گیر تلفن، پیغامی با این مضمون برای پسرش "کامی" گذاشته:

Hi کامی. هنوز نیومدی خونه؟ اون قرص های ویتامین A،B،C روی یخچاله. بردار بخور. برای شام هم فکر نکنم من و پاپی بیایم خونه. اگه گشنت شد اون کپسول قرمز رنگت را بخور.Bye

 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...

طرز تهیه ی آبگوشت:

مواد لازم:
نخود
لوبیا
گوشت
سیب زمینی
پیاز
رب گوجه فرنگی
نمک

طرز تهیه:

همه ی مواد فوق را به مقداری که عشقتان می کشد با هم مخلوط کرده، در دیزی بریزید.در دیزی را می بندیم و یک ساعت روی شعله ی ملایم می گذاریم.