مواردی را در زیر مشاهده می کنید آن هایی که با ستاره مشخص شده به سر خودم اومده.
مورد 1 برای برادرم پیش اومده،مورد 8 برای پسر داییم،مورد 9 هم برا یه بنده خدایی که من بهش حق می دم و مورد 10 برای خواهرم.
1-بد شانسی یعنی این که با یه نفر دعوات بشه ،اون بره لباستو تیکه نیکه کنه . تو هم می خوای تلافی کنی می ری یکی از لباساشو ریز ریز می کنی . بعد می فهمی لباس خودت بوده.
2-بد شانسی یعنی این که واسه یه نفر که پدرش آخونده ، جک آخوندی تعریف کنی.*
3-بد شانسی یعنی این که به یه ترک بگی چه قدر لباست ترکیه!*
4-بد شانسی یعنی این که یه سال قبل از این که کنکور می خواد حذف بشه، تو می خوای کنکور بدی.*
5-بد شانسی یعنی این که یه ساعت بشینی از اینتنرنت برنامه دانلود کنی، 2% که مونده تموم بشه، برق قطع بشه.*
6- بد شانسی یعنی این که یه روز که خونواده می رن گردش تو بشینی توی خونه مثل یه بچه ی خوب درس بخونی ، فرداش معلم امتحان رو کنسل کنه(معلمی شغل انبیاست!)*
7-بد شانسی یعنی این که خواهر یاسی باشی( یه بار از یاسی پرسیدم : تو که تاریخ هنر جهان خوندی ، بگو ببینم ون گوگ اهل کجاس؟ یاسی گفت: اهل فرانسه! گفتم نخیر هلند. گفت: خوب چه فرقی داره فرانسه هم جز ایتالیاس!!!)*
8-بد شانسی یعنی این که 30 اسفند تولدت باشه و....(بقیه رو خودتون می دونید)
9-بد شانسی یعنی این که با نمره ی 75/9 از درس حسابان بیفتی. 10-این دیگه آخر خوش شانسیه: یه کلمه درس نخونی با دوستات هر روز این ور و اون ور بری ،کنکور هم قبول بشی بعد همه فامیل بگن :حالا بازم خوبه این همه تلاش کردی به نتیجه رسیدی!(یاسی کوفتت بشه) |