من...

سلام

ببخشید دوستان اگه خیلی وقته که بهتون سر نمی زنم انشاء الله هر وقت حرفی رو که بشه این جا نوشت پیدا کردم، دوباره بر می گردم.

 تشکر هم می کنم از یاس عزیز که  ما رو به یک بازی دعوت کرد و باعث شد ما یادمون بیاد که یه وبلاگی هم داریم.

معرفی خودم:

صبا هستم. متولد بهمن ماه 70.ساکن اصفهان.دانش آموز رشته ی ریاضی.

از سال 84 با اینترنت آشنا شدم و از سال 85 وبلاگ نویسی رو شروع کردم.

آدمی هستم که عاشق تحرک و جنب و جوشم و از رکود متنفرم و هیچ وقت دوست نداشتم که زندگی آرومی داشته باشم.از استرس خوشم می یاد.آدم کم حرفی هستم ولی حرف برای گفتن زیاد دارم. سوتی زیاد می دم و توی خونه بهم می گن سلطان سوتی!

دوست دارم در مورد هر چیز یه اطلاعات کلی داشته باشم. چون این طوری کم تر سرم کلاه می ره. از سیاست خوشم می یاد و دوست دارم یه سیاستمدار باشم.

به فیلم های اجتماعی و تاریخی و کمدی علاقه دارم. و از برنامه های تلویزیون فقط اخبار رو گوش می دم. جدیدا زیاد کتاب می خونم. عاشق مسافرت کردن هستم و دوست دارم با فرهنگ بقیه ی مردم آشنا بشم. اما اون طور که باید هنوز با فرهنگ غنی ایرانی آشنا نیستم.

فصل مورد علاقه:

بهار به خاطر زیباییش و زمستون به خاطر پاکیش.

رنگ مورد علاقه:

همه ی رنگ ها در کنار هم قشنگن.

غذای مورد علاقه:

آبگوشت، کوفته ( و در کل غذاهای شرقی)

میوه: جدیدا سیب گلاب

نوشیدنی: آب خالص!

موسیقی مورد علاقه:

به موسیقی خاصی علاقه ندارم ولی اعتقاد دارم موسیقی هم باید آهنگش زیبا باشه، هم معنی و مفهوم داشته باشه. کلا همه جور آهنگی گوش می دم.

بدترین ضد حالی که خوردم:

تا حالا زیاد ضد حال خودم ولی هیچ کدوم اونقدر بد نبودن که بتونم بگم بدترین ضد حال بوده اما در کل بد قولی رفقا برام خیلی ضد حاله.

ناشیانه ترین کاری که کردم:

ساختن وبلاگ برای پرسش مهر(البته مقام اول رو آورد)

بهترین خاطره:

چند وقت پیش رفتیم مسافرت یه جای خیلی خوش آب و هوا ولی دور افتاده. واقعا هیجان انگیز بود و نزدیک بود ماشین بیفته ته دره! و شب رو هم همون جا موندیم و چون اون جا نه چراغی روشن بود و نه آلودگی هوا بود، آسمون خیلی قشنگ و پر ستاره بود. تا حالا این قدر کهکشان رو واضح ندیده بودم. تجهیزات نجومی هم برده بودم و تونستم یه رصد حسابی بکنم.

بدترین خاطره:

خاطره ای که بگم خیلی بده ندارم ولی اتفاقی که برام افتاد و خیلی از بابتش ناراحت شدم، بی عدالتی نسبت به من در مدرسه بود که به مدت یه هفته اخراج شدم.

کسی که دوست دارم ملاقات کنم:

احمدی نژاد (!)

کسی که دوست ندارم ملاقات کنم:

دبیر دینی مون!

برای کی دعا می کنم:

برای همه ی آدم ها و مخصوصا خانواده.

موقعیت من در ده سال آینده:

یه مهندس موفق و یه همسر نمونه.

همین جا از دوستان خوبم نهال، رضا و رامتین دعوت می کنم که توی این بازی شرکت کنن. امیدوارم که دعوتم رو رد نکنن.